منهاج سراج
21
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
شجاعت و مبارزت و رجوليت و شيردلى ، جمله ملوك آن عهد بر مردانگى و دليرى او متفق بودند ، و در عهد در بندان [ ( 1 ) ] سلطان رضيه طاب ثراها [ ( 2 ) ] با لشكر مخالف ، در آويزها كرده بود ، و مبارزت نموده ، اول ( كه ) سلطان سعيد او را بخريد ، شرابدار [ ( 3 ) ] شد ، بعد از مدتى چون آثار دولت و رجوليت در ناصيه او مشاهده افتاد [ ( 4 ) ] او را سر چتر دار گردانيد ، و چون عهد شمسى انقراض پذيرفت ، در دولت رضيه برن اقطاع ( او ) شد ، پس از ان تبرهنده بوى دادند ، چون مزاج ملوك و امراء ترك كه بندگان شمسى بودند ، بسبب قوت [ ( 5 ) ] جمال الدين ياقوت حبشى بسلمان رضيه تغير پذيرفت ، و ملك اختيار الدين التونيه را با ملك اختيار الدين ايتكين امير حاجب [ ( 6 ) ] عقد مودت و محبت مستحكم بود ، و بناء اتحاد استوار ( بود ) از ان تغير او را اعلام دادند ، در خفيه اختيار الدين التونيه در قلعهء تبرهنده عصيان آغاز نهاد ، و سر از رقبه [ و ] مطاوعت سلطان به كشيد ، سلطان با حشم قلب در وقت اهار [ ( 7 ) ] از حضرت به طرف تبرهنده متوجه شد ، چنانچه تقرير يافته است ، چون سلطان رضيه مقيد گشت ، ( و ) ملوك و امرا به حضرت بازآمدند ، و تخت ( مملكت ) به [ سلطان ] معز الدين رسيد ، اختيار الدين التونيه سلطان رضيه را كه مقيد و محبوس بود ، در عقد و حبالهء خود آورد ، و بسبب آن اتصال تمرد
--> [ ( 1 ) ] در مط : بعد ازين كلمه علامت ( ؟ ) نهاده شده ، و در حاشيه عهد بندان هم از يك نسخه منقول است ، شايد پيش طابعين كلكته معنى در بندان مجهول بود ، هر چند در فرهنگهاى متداول و معروف اين كلمه را نياوردهاند ، ولى ( در بند ) بمعنى قلعه و حصار مضبوط است و در بندان حالت قلعهنشينى و حصار بندى را گويند كه باصطلاح امروزه ( قلعه بندى ) گفته مىشود ، يعنى محاصر شدن و درهاى قلعه را به روى دشمنان بستن و محاصره [ ( 2 ) ] اصل : ثراه [ ( 3 ) ] مط : سرآبدار ، ولى راورتى هم شرابدار نوشته ، [ ( 4 ) ] مط : فرمود [ ( 5 ) ] مط : قربت ، [ ( 6 ) ] مط : و ملك اختيار الدين ايتگين امير حاجب را با ملك اختيار الدين التونيه تبرهنده عقد محبت ، و عهد مودت مستحكم و بناى اتحاد استوار بود ، [ ( 7 ) ] مط : ايار ، كه در نسخ خطى اهار و ايازار هم آمده ، راورتى مانند اصل ما ( اهار ) مىنويسد ، ولى به ( ر ) ، يعنى راى ثقيله كه در سنسكرت و پشتو موجود است ، و عوض آن در فارسى ( ر ) نويسيم ، وى گويد كه اهار ماه سوم سال هندوهاست مطابق به جون و جولائى كه مسلمانان هم در هند همين شهور را مىشمردند ، و رضيه در ( 6 ) رمضان ( 637 ه ) مى ( 1239 ع ) كه موسم شدت گرما و اهار بود ، قشون كشى كرد ، كلمه اهار به ( ر ) ثقيله اكنون هم در پنبتو مستعمل و بر شدت گرما و حرارت ايام تابستان اطلاق مىگردد .